زینب چپردار |
نوآوری اجتماعی به معنای ایدهها و اقداماتی است که با روشهای تازه و خلاقانه، مشکلات اجتماعی را حل میکند و کیفیت زندگی را بهبود میبخشد. این نوع نوآوریها معمولاً از دلِ جامعه و در واکنش به چالشهایی مثل طرد اجتماعی شکل میگیرد. در واقع به این معنا که وقتی گروههایی احساس میکنند از منابع، فرصتها یا تصمیمگیریها کنار گذاشته شدهاند، به دنبال راهکارهایی نو میروند که شرایط را تغییر دهند. گویا «طرد اجتماعی» زمینهسازِ حل مشکلات از دلِ جامعه میشود و در حقیقت موتور محرک نوآوری اجتماعی میگردد.
بررسی تجربههای گوناگون در شهرهای اروپایی نشان میدهد که نوآوری اجتماعی را میتوان با دو ویژگی اصلی تحلیل کرد:
۱. ارزشمحوری
در قلب هر نوآوری اجتماعی، ارزشهایی نهفته است که آن را هدایت میکند. ارزشهایی مانند عدالت، برابری، پایداری محیطزیست، همبستگی اجتماعی و… این ارزشها گاهی در تضاد با جریانهای غالب جامعه، مانند منطق اقتصادی یا رقابتگرایی، قرار میگیرند. هر چقدر این ارزشها قویتر و روشنتر باشند، جهتگیری نوآوری اجتماعی نیز هدفمندتر خواهد بود.
۲. نهادینهشدن
نوآوری اجتماعی برای ماندگاری و گسترش، لاجرم نیاز دارد در سطح عمومی و نهادی تثبیت شود. در غیر این صورت فرایند حل مشکلات به ثمر نمیرسد. این روند نهایدنهسازی میتواند در دو سطح قابل مشاهده باشد؛
یکم، زمانیست که ایده یا اقدام نوآورانه وارد گفتوگوهای عمومی و فرهنگ جامعه میشود و ذهنیت جمعی را تغییر میدهد. گویی جامعه با ادبیات آن ایده آشنا و همراه میشود.
دوم، هنگامیست که این نوآوری با نهادهای رسمی و ساختارهای حکومتی وارد همکاری پایدار میشود تا به شکل رسمی در سیاستها و برنامهها جای بگیرد.
ترکیب این دو بُعد، تصویری تحلیلی از موقعیت انواع نوآوریها به ما میدهد. در این تصویر، برخی ابتکارات ارزشمحور ولی کمتر نهادی هستند درنتیجه آنها انرژی و پویایی بالایی دارند اما بیشتر در برابر نظم موجود مقاومت میکنند. در مقابل، برخی دیگر بیشتر نهادی و کمتر ارزشمحورند که غالباً با سیستم رسمی سازگارترند اما تأثیرات اجتماعی محدودتری دارند. پیدا کردن تعادل میان این دو ویژگی دشوار است، اما نمونههایی وجود دارد که توانستهاند هم ارزشگرایی را حفظ کنند و هم در ساختار رسمی جایگاهی پایدار پیدا کنند.
نکتهی مهم دیگر، نقش جامعهی محلیست، هیچ نوآوری اجتماعی در خلأ شکل نمیگیرد. فرهنگ، تاریخ و منابع محلی نقش مهمی در موفقیت آن دارند. در بسیاری از موارد، ابتکارات محلی کوچک و غیررسمی (حتی اگر در مقیاس محدود باشند) به تدریج الهامبخش حرکتهای بزرگتر میشوند.
یکی از چالشهای جدی این است که مسائل اجتماعی از زمینهی سیاسی جدا شوند، این جداسازی میتواند باعث شود ایده «توانمندسازی» به یک شعار بیاثر تبدیل شود. همچنین اگر ریشههای ساختاری طرد اجتماعی نادیده گرفته شوند، نوآوریها تنها به تغییرات سطحی بسنده خواهند کرد.
در نهایت میتوان گفت برای توسعه پایدار نوآوری اجتماعی، سه مسیر کلیدی وجود دارد:
۱. بررسی تاریخی و بستر شکلگیری نوآوریها، برای شناخت بهتر عوامل موفقیت و شکست. (هر نوآوری در یک بستر تاریخی خاص متولد میشود؛ این بستر شامل رویدادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن دوره است.)
۲. تحلیل نقش شبکهها و سرمایه اجتماعی در رشد و پایداری نوآوری. (نوآوری اجتماعی فقط محصول یک ایده خوب نیست، بلکه نتیجه روابط قوی و همکاری مؤثر بین افراد است)
۳. توجه به مقیاسهای مختلف اثرگذاری (از محلی تا ملی و فراملی) در واقع، نوآوری اجتماعی را نمیتوان تنها در محدوده یک شهر یا محله بررسی کرد، بلکه باید آن را در چند مقیاسِ همزمان دید. بسیاری از ابتکارات محلی تحت تأثیر سیاستها و شرایط ملی قرار دارند و در عین حال، روندهای فراملی و جهانی ( بهویژه چارچوب اقتصادی نئولیبرال) بر آنها فشار وارد میکند. نئولیبرالیسم با تکیه بر رقابت، خصوصیسازی و کاهش نقش دولت، میتواند نابرابریها را تشدید کرده و گروههای آسیبپذیر را بیشتر به حاشیه براند. بنابراین، درک درست از نوآوری اجتماعی نیازمند بررسی ارتباطات و اثرات آن در سه سطح محلی، ملی و فراملی است تا بتوان هم فرصتها را شناسایی کرد و هم محدودیتها را کاهش داد.
بنابراین، نوآوری اجتماعی زمانی میتواند جهان را تغییر دهد که هم بر پایه ارزشهای انسانی بنا شده باشد و هم راهی برای تأثیرگذاری بر ساختارهای رسمی پیدا کند.
برگرفته از مقاله:
A transversal reading of social innovation in European cities|Serena Vicari Haddock,
Chiara Tornaghi