نوآوری اجتماعی در اقتصاد فرهنگی: پیوند هنر، خلاقیت و تغییر اجتماعی

محمدحسین افشاری |

وقتی از هنر و فرهنگ حرف می‌زنیم، معمولا ذهنمان به سمت زیبایی، احساس یا بیان شخصی می‌رود. اما واقعیت این است که هنر می‌تواند نیرویی واقعی برای تغییر اجتماعی هم باشد. ما معمولا «نوآوری اجتماعی» را با فناوری یا سیاست‌های کلان اقتصادی گره می‌زنیم، در حالی‌ که تجربه‌های فرهنگی نشان داده‌اند تغییر می‌تواند از دل جامعه و از طریق همکاری مردم شکل بگیرد.

کتاب نوآوری اجتماعی، شرکت‌های اجتماعی و اقتصاد فرهنگی نوشته‌ی روسیو نوگالس موریل، همین موضوع را در بستر اروپا بررسی می‌کند؛ یعنی اینکه چطور فرهنگ و هنر می‌توانند با نوآوری اجتماعی پیوند بخورند. یکی از چالش‌های اصلی در این حوزه، ناپایداری اقتصادی و نبود امنیت شغلی برای هنرمندان و فعالان فرهنگی است. خیلی از خلاقان مثل مترجمان، طراحان، نویسندگان و نوازنده‌ها بدون حمایت نهادی کار می‌کنند و دائم با مسائلی مثل بیمه، قرارداد یا حسابداری درگیرند.

در واکنش به این وضعیت، تعاونی هنری Smart در اروپا شکل گرفت. این سازمان در هشت کشور فعالیت دارد و به هنرمندان مستقل کمک می‌کند تا پروژه‌هایشان را به‌صورت قانونی و حرفه‌ای پیش ببرند. Smart کارهایی مثل صدور فاکتور، بیمه اجتماعی، حسابداری، پیش‌پرداخت پروژه و حمایت حقوقی را برای اعضایش انجام می‌دهد؛ در نتیجه، فضای امنی ایجاد می‌کند تا آن‌ها بتوانند به‌جای دغدغه مالی، روی خلاقیتشان تمرکز کنند.

اما Smart فقط یک نهاد خدماتی نیست. این تعاونی درواقع فضایی بین دولت، بازار و جامعه مدنی ایجاد کرده است. اعضای آن نه مشتری‌اند و نه کارمند، بلکه شریک و تصمیم‌گیرنده‌اند. این مدل نمونه‌ای از اقتصاد مشارکتی است که بر پایه اعتماد، شفافیت و مسئولیت جمعی بنا شده.

تجربه‌ی Smart نشان می‌دهد که نوآوری اجتماعی همیشه به زمینه‌های نهادی و فرهنگی وابسته است. مثلا در بلژیک، قوانین حمایتی باعث شده این مدل به‌شدت رشد کند، درحالی که در کشورهایی مثل اسپانیا و ایتالیا موانع قانونی مانع گسترش آن شده‌اند. با این حال، حتی در محیط‌های دشوار هم می‌توان ساختارهایی طراحی کرد که به خلاقان امنیت و ثبات بدهند و الگوی تازه‌ای از سازماندهی فرهنگی ارائه کنند.

نوگالس در کتابش از سیاست‌های نولیبرالی هم انتقاد می‌کند؛ سیاست‌هایی که هنر را صرفا کالایی اقتصادی می‌بینند و ارزش اجتماعی آن را نادیده می‌گیرند. در مقابل، مدل‌هایی مانند Smart نشان می‌دهند که می‌توان استقلال هنری و مسئولیت اجتماعی را هم‌زمان حفظ کرد. در این نگاه، هنرمند فقط تولیدکننده‌ی اثر نیست، بلکه کنشگری فعال است که می‌تواند در جامعه تغییر ایجاد کند.

در چنین رویکردی، مفاهیمی مثل امنیت شغلی خلاقان، اقتصاد مشارکتی و «فضای میانجی» اهمیت زیادی دارند. امنیت شغلی یعنی رهایی از فشارهای اقتصادی تا ذهن خلاق بتواند روی کار خودش متمرکز بماند. اقتصاد مشارکتی یعنی تصمیم‌گیری و منابع به‌جای تمرکز در دست چند نفر، در میان جمع پخش شود؛ و فضای میانجی یعنی جایی که دولت، بازار و جامعه مدنی بتوانند کنار هم کار کنند.

در نهایت پیام کتاب روشن است: هنر و فرهنگ می‌توانند موتور تغییر اجتماعی باشند. وقتی شبکه‌های حمایتی، مدل‌های مشارکتی و بستر گفت‌وگو شکل بگیرد، بنگاه‌های فرهنگی فقط تولیدکننده اثر نیستند، بلکه در بازآفرینی ساختارهای اجتماعی هم نقش دارند. نوآوری اجتماعی در اقتصاد فرهنگی نشان می‌دهد که تغییر می‌تواند از دل گروه‌های کوچک و خلاق شروع شود و کم‌کم به کل جامعه سرایت کند.

مخاطبان کتاب
این کتاب منبع ارزشمندی است برای پژوهشگران، فعالان فرهنگی، سیاست‌گذاران و هنرمندان مستقل. پیام اصلی‌اش این است که هنر و فرهنگ فقط برای زیبا کردن جهان نیستند؛ آن‌ها ابزاری واقعی برای پاسخ به نیازهای اجتماعی، تقویت همبستگی و همکاری جمعی‌اند. در جهانی که روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود، چنین مدل‌هایی از همیشه ضروری‌ترند و یادآور این نکته‌اند که تغییر اجتماعی، از دل خلاقیت و همکاری آغاز می‌شود.

سایر پست‌های مرتبط

No Related Post